نسشته ایم

چشم دوخته ایم به جاده ها

اسممان را گذاشتیم منتظر...

چشم انتظار اقا

نشسته ایم

 بغض کرده ایم هر غروب

اما یادمان رفته هر غروب

یوسف زهرا گریه میکند برای ما...

چشم انتظار فریاد زدیم اقا بیا...

نشنیدیم صدای اقا را

نشنیدیم که میگفت گناه نکن...

که میگفت راه امدنم را نبند...

ما بستیم تمام جاده های نرسیده به او را !!!

 

 

 

 
اقا جان ببخش بستیم تمام راه های امدنت را...
 
شرمنده ام که بگویم اقا جان خودت دعا کن برای ظهورت...
 
.
 
.
 
.
 
بیایید کاری کنیم برای باز شدن راه های بسته اش... صلواتی ... دو رکعت نمازی...هرکاری که از دستت برمیاد!
 
اللهم عجل لولیک الفرج...



تاريخ : جمعه 25 مهر 1393 | 19:45 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید